آشنایی با شغل مددکاری اجتماعی

نوشته شده توسط

سارا عیوضی

آشنایی با شغل مددکاری اجتماعی

مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر پایه ی مهارت و دانش خاصی است که مددکار آنها را کسب کرده و هدف آن کمک کردن به افراد، گروه و یا جامعه است که آنها استقلال و رفتار شخصی و اجتماعی خود را به دست آورند. به بیان دیگر مددکاری اجتماعی یک یاری رسان است تا افراد در مقابل رویارویی با مشکلاتی که در انجام وظایف اجتماعی دارند مقابله کرده و از خود و جامعه رضایت بخشی را حاصل کنند.

مددکار اجتماعی همه تلاش حود را می کند که به حل تعارضات و چالش های زندگی بپردازد تا از آسیب های اجتماعی پیشگیری کند و این خود باعث عدم فقر فرهنگی اجتماعی می شود. از استراتژی های اساسی مددکاری اجتماعی توجه به سطوح مختلف پیشگیری است که در مرحله اول با ارائه اطلاعات و انواع آموزش هایی که کسب کرده است به ارتقاء کیفیت و جلوگیری از مشکلات اجتماعی می پردازد. اگر افراد یا گروه در این سطح نیازشان برطرف نشود حالت دوم که اقدامات لازم و ارائه خدمات است به شخص مدد جو کمک می کند که در بر مشکلات خود فائق آید بیشتر هدف در این سطح کنترل مشکلات است. سطح سوم پیشگیری توانمند سازی و یا بازتوانی افراد در برابر مشکلات است. نکته بسیار مهم در مورد مددکار اجتماعی این است که بر این باور و اعتقاد است که ریشه مشکلات نه تنها دلایل فردی و خانوادگی دارد بلکه به خاطر عوامل اجتماعی و تعاملات فرد با محیط خود نیز می باشد.

نیاز به مددکار اجتماعی به این دلیل است که علاوه بر همه پیشرفت هایی که در زمینه های مختلف صورت گرفته است باز هم افراد در برابر مشکلات روزمره خود آسیپ پذیر هستند و در برخورد با چالش ها و معضلات زندگی خود نیازمند به یاری و کمک هستند و مددکار اجتماعی در حقیقت برای پاسخ گویی به این نیاز است که مددجو را در برابر مقابله با مشکلات پیروز کند.

اصول حرفه­ای در مورد مددکاری اجتماعی

- پذیرش : مددجو می تواند از هر سطح،نژاد و سن و... باشد که این موارد نباید در قبول کردن آنها توسط مددکار اجتماعی تأثیر داشته باشد و با او رفتاری متفاوت داشته باشد و باید به همه عقاید و فرهنگ های افراد مددجو احترام بگذارد.

- فردیت : این اصل یعنی هر شخصی شرایط خاص خود را دارد که مددکار اجتماعی باید راه حل خاص و منحصربه فرد ارائه دهد نه اینکه مشکل او را مشابه دیگر مددجویان قبلی بداند و راه حلی مشابه پیشنهاد دهد.

- رازداری حرفه­ ای : از مهم ترین مواردی که می تواند تأثیر به سزایی در عملکرد مددکار اجتماعی داشته باشد رازداری اوست و مددجو با یک دید اعتماد راز خود را بیان می کند و مددکار نباید برای سایر افراد مانند خانواده،وکیل و... آن را بازگو کند مگر اینکه به مددجو کمک شود.

- رابطه حرفه ای : منظور از این اصل رعایت چهارچوب در رابطه است زبرا این رابطه مانند رابطه های دوستی یا استاد و شاگردی و... نیست.

- خود آگاهی : مددکار باید احساسات و عواطف خود آگاهی و هم چنین همدردی و همدلی به موقع با مددجو داشته باشد.

- کنترل احساسات : در برخی موارد مشاهده شده که مددجو رفتاری از خود نشان می دهد که سبب ناراحتی و عصبانیت مددکار می گردد و زمانی مددکار می تواند بدون هیچ لطمه­ ای به هدف خود برسد که توانایی کنترل احساسات خود را داشته باشد.

- احترام به احساسات مددجو : مددکار باید طوری با مددجو برخورد داشته باشد که او بتواند بدون هیچ ترس و دلهره ای احساسات خود را بیان کند که نتیجه این کار رسیدن به یک تصویر واقعی از مددجو در ذهن مددکار است.

- عدم پیش داوری : مددکار نباید قبل از اینکه با مددجو ارتباط داشته و یا اطلاعات لازم را نداشته باشد مددجو را قضاوت کند و او باید از هرگونه تعصبات و پیش داوری هایی که در ذهن خود دارد دوری کند.

مقایسه مددکار اجتماعی با روان شناس بالینی

در بسیاری از موارد دیده شده است افراد مددکار را با روان شناسی بالینی یکسان دانسته که در اینجا با مقایسه چندین مورد این دو حیطه را شرح می دهیم:

مددکار اجتماعی به فرد یک نگرش اجتماعی دارد و او را مستقل از افراد پیرامون خود نمی بیند و برای راه حل دادن به فرد در مقابل مشکلات از محیط اجتماعی که با او در ارتباط هستند کمک می گیرد در صورتی که روانشناسی  یک نگرش فردگرایانه به افراد مددجو دارد و مستقل از محیط و پیرامون خود و تأکید داشتن بر ساختار روانی افراد به دنبال تأثیر گذاری بر روی اوست. مددکار اجتماعی ریشه مشکلات را در سیستم، ساختار اجتماعی و تعامل بین فرد و اجتماع می داند در صورتی که روانشناسی مشکل شخص را در درون خودش جستجو می کند.مددکار به دنبال تغییرات در محیط اجتماعی مددجو و ایجاد یک فضای مناسب بین فرد و محیط اجتماعی است در صورتی که روانشناس به دنبال تغییرات در خود مددجو است. مددکار نقش حمایت کننده، آموزش دهنده و یاری کنندگی دارد اما روانشناس نقش مشاوره، راهنما و درمانگری برای مددجو را دارد. شیوه فعالیتی مددکار اجتماعی غیر بالینی و یا کم بالینی است در صورتی که روانشناس بیشتر بالینی است.

روش­های اصلی و فرعی در مددکاری اجتماعی

 - مددکار اجتماعی یا گروهی : این حالت از روش های اصلی مددکاری است که هدف آن پیشرفت دادن به افراد برای انجام وظایف خود و فعالیت های اجتماعی است که در اجتماع باید داشته باشد. به بیان دیگر مددکار می کوشد که افراد را طوری بارور کند که وظایف خود را نسبت به اجتماع و پیرامون خود به نحو احسن انجام دهد.

- مددکار جامعه ای : این روش جزو روش های اصلی مددکاری به حساب می آید که فرد یا گروه خاصی مددجو نبوده و یک منطقه یا محله به عنوان مددجو ظاهر می شوند که دارای مشکلاتی مشترک هستند و مددکار با دانش و مهارت و امکاناتی که در جامعه موردنظر دارد خدمات خود را انجام می دهد.

- مددکار فردی : این روش جزو روش های اصلی است که مددکار برای بهبود روابط اجتماعی سالم تر و مؤثر فرد با بهره گیری از استعداد و توانایی هایی که در درون خودِ مددجو وجود دارد خدمات حرفه ­ای خود را عرضه می دارد.

- مدیریت مؤسسات رفاهی : این حالت جزو روش های فرعی مددکاری به حساب می آید و هدف مددکار اجتماعی در این روش اداره امور مؤسسات رفاه و خدمات اجتماعی و سامان بخشیدن به آنها و هم چنین ایجاد نظم در فعالیت های آنهاست.

- تحقیقات رفاه اجتماعی : این روش جزو روش های فرعی مددکاری است که با استفاده از تهیه و تحقیقات لازم خدمات خود را بر استفاده در طرح های اجرایی اجتماعی ارائه می دهد.

- اقدامات اجتماعی : این حالت جزو روش های فرعی است که مددکار در این روش با استفاده قوانین و مقررات و اقدامات موجود برای ارائه خدمات اجتماعی به کل جامعه می کوشد. خدماتی مانند کمک به سیل زدگان، زلزله زده ها و ... از جمله فعالیت های این حیطه می باشند.

مهارت های مددکار اجتماعی

- دیدن یا همان مشاهدات لازم : این مهارت برای جمع آوری اطلاعات با مشاهدات است که به دو صورت تعریف می شود؛ تعریف اول برداشت های کلی که شامل اطلاعات لازم و کافی است و تعریف دوم دقت دید داشتن به اطراف و پیرامون و دیافت عمل و عکس العمل هایی است که اطلاعات مفیدی را در اختیار شخص قرار می دهد.

- شنیدن : خوب و درست گوش دادن از مهارت های تأثیر گذار بر عملکرد مددکار است و او باید طوری عمل کند که اطلاعات لازم در مسئله را به خوبی با شنیدن کسب کند.

- مشاوره : این مهارت مشورت و راهنمایی مددجو است که نتیجه آن کیفیت بخشیدن به زندگی فرد است.

- بازدید منزل : نقش خانواده و جایگاه آن یک امر غیرقابل انکار است که مددکار برای تشخیص مشکل و تدوین برنامه های کمکی، جمع آوری اطلاعات و فراهم آوردن زمینه های مشارکتی برای حل مسئله این عمل را انجام می دهد.

- مطالعه : نتیجه این مهارت بالابردن سطح سواد و دانش مددکار است و باید گفت مددکاری که مطالعه ندارد پیشرفتی هم داشته ندارد.

- مهارت های طرح سوال : مددکار باید این قدرت را داشته باشد که سؤالاتی را طرح کند که در جواب آنها بتواند ریشه مشکلات را پیدا کرده و متناسب با آن پاسخ ها به فرد کمک کند. سوالات باید قابل فهم و با لحن ملایم باشند که سبب همکاری مددجو شوند.

- مهارت های تمرکز : این مهارت سبب می شود که مددجو حس اینکه مورد توجه است مشکلات خود را بیان کند.سوالات بی مورد و قطع صحبت های شخص مددجو از جمله مواردی هستند که عدم تمرکز مددکار را می رسانند.

- راهنمایی و تفسیر : مددکار اجتماعی باید به طور کامل مددجو را درک کرده و با دید گسترده ای که در مورد مشکلات دارد بتواند راه حل و راه کارهایی مناسب با او ارائه دهد.

- مهارت ایجاد فضای مناسب : مددکار اجتماعی سعی بر آن دارد که با تغییرات و یک سری دگرگونی ها در پیرامون مددجو به وجود آورد که به استقلال شخصی و اجتماعی مددجو کمک کند.

- مصاحبه : این مهارت فقط یک مکالمه دو نفره نیست بلکه یک مکالمه هدف دار است که در آن فرد مددکار به دنبال هدف خاص خود است. زمان مصاحبه یکی از موارد مهم درمورد این مهارت است که باید به آن نهایت دقت را شود.

وظایف مددکار اجتماعی

- احترام گذاشتن به مددجو در هر سطح و نژاد و سنی که هست

- به کارگیری برنامه ها و منابع موجود برای حل مشکلات مددجو

- توجه داشتن به فرد،جامعه، خانواده­ ی مددجو

- ارتقاء سطع علمی و دانش خود

- رعایت کلیه اصول اخلاقی و رفتارهای حرفه ای داشتن

- توجه داشتن به جزئیات و حساس بودن در مقابل مشکلات

- آگاهی و شناخت کامل از قوانین و بخش نامه ها در حیطه خود

- فراهم کردن کلیه زمینه ها برای بهبود و حل مشکلات

- ایجاد تشکیلات و سرویس های جدید برای مددکاری

- عدم پیش داوری و قضاوت کردن در مورد مددجو

- توجه داشتن به ابعاد زیستی _ روانی و اجتماعی مددجو

بازارکار و درآمد مددکار اجتماعی

در سال های اخیر مددکار اجتماعی رشد بسیار خوبی در استخدامی ها به خود دیده است که دلیل آن افزایش چالش ها و مشکلاتی است که در جامعه و زندگی های روزمره افراد رخ می دهد. در بسیاری از کشورها رشد این شغل بسیار بیشتر از سایر شغل ها بوده به طور مثال در کشور آمریکا پیش بینی رشد استخدامی دو برابر میانگین سایر رشته ها می باشد. مؤسسات خیریه، مراکز نگهداری افراد بی سرپرست، مراکز مشاوره، مراکز اصلاح و تربیت، مراکز درمان و ترک اعتیاد، زندان ها، سازمان های رفاهی و توانبخشی ها از جمله مکان هایی هستند که یک مددکار می تواند در آنجا فعالیت داشته باشد. در مورد حقوق مددکار باید بگوییم که بیشتر در مراکز دولتی استخدام می شوند و متناسب با قوانین کشوری که به طور میانگین حقوقی بین 5/1 تا 5/3 میلیون برای هر ماه دریافتی دارند.لازم به ذکر است این فعالان می توانند با دانش و شرایط لازم کلینیک های خصوصی مددکاری تأسیس کنند و به صورت مستقل فعالیت داشته باشند.

ارسال نظر